تبليغاتX
عمو پورنگ دوست بچه ها

عمو پورنگ دوست بچه ها
 عمو پــــورنگ خوشگلترین ترین عموی دنیا

 
مادر...
 

ღღღ به نام خدایی که مادرها رو به ما هدیه کردღღღ

یه سلام گرم تابستونی خدمت دوست های گلم و یه سلام به بی نهایتی مهر مادران گل ایرونی خدمت مادرهای ایرون زمین...

ایشالله سال های سال زنده باشید و سایه تون بالای سرمون باشه!

«ولادت دخت نبی اکرم، حضرت فاطمه(س) را تبریک میگم»

این شعر رو که عمو پورنگ خونده تقدیم می کنم به همه مادرهای گل:
مامان یادت باشه همیشه زندگی بی تو نمی شه، یه وقت ازم جدا نشی!بمون کنارم همیشه  .... 

مادرهای گل تشکر از همه زحمات شما کاری غیر ممکن و از عهده و توان من خارجه.
اما می خوام تا اونجایی که توان دارم ازتون تشکر کنم و بهتون میگم:

دوستتون دارم مادرهای گل

تولد کسایی هم که تو تیر ماه به دنیا اومدن تبریک میگم.مثل فاطیما جون و بهارجون و....

*********\/****\/****\/******
*********/\****/\****/\******
*********||****||****||******
*********||****||****||******
********(----------------------)*****
*******(------tavalodeton-------)****
*****(-----------mobarak----------)****
****(ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ)****

 

و یه تشکر و قدر دانی از تمام کسایی که میان و نظر میدن!خیلی خیلی ممنونم.
امیدوارم تو زندگی تون همیشه موفق و پیروز باشید.

 


¶´´¶´´´¶¶
¶´¶¶´¶¶
¶¶¶¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶
¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶
¶¶´´´´´´´´¶¶´´´´´´´´´´¶¶
¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶
¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶
¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶´¶
¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶´´´´´´´´´´´´´¶
¶´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´´´´´´´¶
¶´´´´´´´´´´´´¶¶´¶´´´´´´´´´´´¶´´´¶
¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶´´´´´´´¶¶¶¶´´´´¶
¶´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´¶¶´´¶´´´´¶
¶´´´´´´´´¶¶¶¶¶´¶´´´´´¶¶¶¶¶¶´´´¶
¶¶´´´´´´´¶´´´´´¶´´´´¶¶¶¶¶¶´´´¶¶
¶¶´´´´´´¶´´´´¶´´´´¶¶¶¶´´´´´¶
¶´´´´´´¶´´´¶´´´´´¶´´´´´´´¶
¶´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´´¶´´¶¶
¶¶´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶´´¶
¶¶¶´´´´´´´¶¶¶¶¶´´´´´´¶
¶¶¶´´´´´¶¶´´´´´´´¶¶
¶¶´´´´´¶¶¶¶¶¶´
¶¶´´´´´´¶¶´¶
¶¶¶¶´´´´´´´´¶´¶¶
¶´´¶¶´´´´´¶´´´¶
¶¶¶¶¶¶´¶´´´´´´´¶´´¶´
¶¶´´´¶¶¶¶´¶´´´´´´¶´´´¶¶¶¶¶¶¶
¶¶´´´´´´¶¶¶¶´´´´´¶´¶¶´´´´´¶¶
¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´´´¶
¶¶´´´´´´´´´¶´´´¶´´´´´´´´´´¶

منتظر نظرهای گلتون هستم...

لينک

نوشته شده توسط شیوا محجل در تاريخ چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 ساعت 12:53



خاطرات خنده دار
به نام خدا...

سلامي را از ته دل تقديم تو دوست عزيزم مي کنم که وقت گذاشتي و به من سر زدي!
جا دارد از تمامي کساني که بهم سر زدند و نظر دادند، تشکر کنم و به زبان ترکي بهتون مي گم:«چوخ ساغ اولون». يعني:«خيلي ممنون».
مي خوام يه خاطره از عمو پورنگ بنویسم که تو مجله دانش آموز۴ ،دی ماه سال۸۴ ،چاپ شده با عنوان:

پاک کن را بگیر      اشکت را پاک کن

اولین روزی که می خواستم به مدرسه بروم ،کمی می ترسیدم. مادرم می گفت:«مدرسه جای خوبی است.» اما من کمی دل شوره داشتم. لباس، کیف و کفش نو پوشیدم و همراه مادرم راه افتادم. به مدرسه که رسیدم بچه های دیگری هم را دیدم که مثل من کلاس اولی بودند.
حیاط شلوغ بود و مادرم را گم کردم. خواستم بروم بیرون و مادرم را پیدا کنم و با او به خانه برگردم که بابای مدرسه در را بست و مادر و پدرها همه رفتند بیرون.
گریه ام گرفت. با چشمان خیس از پله هارفتم بالا و به کلاس رسیدم. انتظامات کلاس با یک پسر کلاس پنجمی بود. او مرا به خاطر قد کوچکم، در ردیف اول نشاند. من همین طور گریه می کردم. پسر بچه ی کنار دستی ام پرسید:«چرا گریه می کنی؟»
گفتم:«مامانم را می خواهم. می خواهم بروم خونه.»
پسر گفت:«آدرس خونتونو بلدی؟»
جواب دادم:«آره، چهار تا کوچه بالاتره»
هم نیمکتی من، دستم را گرفت و از جا بلند شدیم. داشتیم دوتایی می رفتیم که چشمم خورد به دو تا پای گنده.سرم را که بالا آوردم یک آقای درشت هیکل ما را نگاه می کرد. پرسید:«کجا می روید؟» و دوستم جواب داد:«گریه می کرد، داشتم می بردم خونه شون»
مرد زانو زد و به من سلام کرد:«من معلم شما هستم.»
با آقای معلم بر گشتیم داخل کلاس. با خودم فکر کردم آقای معلم می خواهد به خاطر این کار کتکم بزند. بنابراین باز هم گریه کردم. آقا معلم بغلم کرد و گفت:«ما می خواهیم با هم دوست باشیم، با بچه ها بازی کنیم و توی مدرسه چیزهای خوب یاد بگیریم...»
بعد از جیبش یک پاک کن در آورد و به من داد و گفت:«بگیر...اشکاتو پاک کن!» با تعجب نگاهش کردم و گفتم:«آقا دستمال کاغذی بدید... با پاک کن که اشک پاک نمی کنند!»
همه ی بچه ها خندیدند. من تازه فهمیدم که منظور آقا معلم چه بود. چند تا از بچه ها پاک کن هایشان را روی صورتشان می کشیدند و ادا در می آوردند.
آقا معلم که خنده اش تمام شد، از جیبش یک دستمال نو در آورد و گفت: «این هم یک یادگاری برای تو .»
کم کم آرام شدم و یکی دو ساعت نگذشت که با همه دوست شدم. خاطره آن روز باعث شد که کمی خجالت بکشم، ولی آن پاک کن را تا چند سال داشتم. حالا هر وقت یاد آن می افتم، خنده ام می گیرد.

دوست های گلم ممنونم که نظر میدید.. بازم منتظر نظرهای گلتون هستم...
دوستتون دارمو برای همتون آرزوی شادکامی و بهروزی دارم.
خدا پشت و پناهتون

لينک

نوشته شده توسط شیوا محجل در تاريخ شنبه نهم تیر 1386 ساعت 14:16



 
به نام خداوند بخشنده و مهربون
سلام به تو دوست عزیزم.از اینکه به وبلاگم اومدی،ممنونم.این وبلاگ از تاریخ(28/3/86)شروع به کار کرده....
منتظر نظرات و پیشنهادات و انتقادات تون هستم.

صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ

آرشيو وبلاگ
هفته اوّل تیر 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386

پيوندها
شیوا (خودم)
پریا جونم (خواهر واقعی خودم)
شيماي گلم
زهرا جعفرزادگان نازم
شيماي عزيزم
سولماز جــون
عمو پورنگ و دوستاش
شنونده جوان
زهرا ناظمی نازنینم
مريم جون(یه دوست خوب)
زهره جون گلم
مظهر گلی
لادن جون
سیده نسیم گلم
عارفه جون
ریحانه خالقی
راحله خالقی
مهساي دوست داشتنی
کوثر جونم
بهار جون گلم
سارا سیاح (تورنگ)
مریم جون
امير عطا(بيا تو همدم بشيم)
فاطيما بهارمست(مجري گل كودك)
وبلاگ گروهي عمو پورنگ
وبلاگ قبلي عموپورنگ
محیوش جون گلم
شیماخانوم(هم مدرسه گرامی)
وبلاگ ورزشی مدرسه سمیه
پریسا خانوم گل
رونی گلم
دل نوشته های بهار جون
شاپرک کوچولو(مهدیه جون)
.: طراح قالب:.

پيوندهاي روزانه
تالار گفتگوی ما و عموپورنگ جون
آلبوم عکسهای عمو
دستنوشت عمو
سایت عمو پورنگ
آرشيو پيوندهاي روزانه

  RSS